مسئله اصالت وجود از نظر تاریخی سابقه بسیار طولانی دارد. از بررسی فلسفه اشراقی ایران باستان و حکمای پیش از زمان ارسطو چنین برمی آید که این اصل بصورت نظریه خام معروف بوده و آنان وجود را اصل و دارای تحقق خارجی می دانسته اند و از ماهیت سخنی نبوده مگر بعنوان شیء یا ماده و عنصر جهان.
اثبات فلسفی اصالت وجود، انقلابی در فلسفه بود و توانست آنرا در جایگاه واقعی خودش بنشاند و با آن قاعده، راه را برای حل مسائل دشوار و پیچیده فلسفه باز کند. فلسفه مشائی با محور قرار دادن «موجود» بجای «وجود» قرنها فلسفه را در تنگنا و گمراهی قرار داده، همانگونه که هیئت بطلمیوسی ـ زمین مرکزی دشواریهایی برای علم هیئت و نجوم فراهم ساخته بود.
در دو قرن اخیر مکاتبی در اروپا به شهرت رسید که به آنها اگزیستانسیالیسم نام داده اند. واژه اگزیستانس به معنی زندگی فرد، حیات فرد و در نهایت وجود فرد نه به معنای گسترده آن که وجود همه چیز را در بر گیرد.در فرهنگ اروپایی اگزیستانس اشاره به اصالت زندگی دارد که در مقابل فلسفه های قرن ۱۸ و ۱۹ اروپا که سر و کاری با زندگی نداشته بوجود آمده است.
نویسنده ی وبلاگ: زینب محمدیان