نقدی بر کتاب “فرازن، بانوی عاشقانه های زمین” نوشته ی”مریم نظریان”-مولانا-، به قلم استاد “آرش آذرپیک” در نشریه ی سراسری “رودکی”-اسفند ۹۰ و فروردین ۹۱-شماره ی پیاپی۱۱۱ و ۱۱۲-صفحه ی۳۱



“فرازن، بیانیه ی مستتر کاراکتر هرموتیک”

تا کی به غبار وهم پنهان گشتن

زین بیش نقاب جلوه، نتوان گشتن

ای سایه! ز خویش چشم پوشیدن توست

در کسوت آفتاب، عریان گشتن

                                   “بیدل دهلوی”

بی مقدمه، شایسته و بایسته است عرض شود حدود یک دهه است که از این قلم در هیچ یک از نشریات اینترنتی و مطبوعاتی کشور، مصاحبه و مطلب مستقلی به چاپ نرسیده است. اگرچه راجع به کتاب ها و بیانیه های من در زمینه ی اعلام حضور مکتب ادبی اصالت کلمه بی شمار مصاحبه، مقاله و … چه در مخالفت و چه در موافقت نوشته و چاپ شده است. البته در این مدت خود را در ورطه ی سکوت مطلق و انزوای ایستا نیز نینداخته بودم.

شاهد ادعا، حضور فعال من در کارگاه های مختلف هواداران مکتب، مناظره ها و گفتگوهای من در جلسات مختلف ادبی که غالبا در تهران اتفاق افتاده اند، به عنوان نمونه مصاحبه ی اینجانب با رادیو سراسری  فرهنگ که در تابستان ۸۸ در دو هفته ی متوالی راجع به ادبیات کلمه گرا انجام و پخش شد. اگرچه گاه –اگر بی ادبی نباشد- برخی از این گفتمان های ادبی مرا وا می دارد بیشتر به سکوت و نوشتن بپردازم. آن چنان که به قول ابویزید بسطامی(روشن تر از خاموشی چراغی ندیدم.)