- تمام اوزان شاعران کهن از ابتدا تا امروز جزء کدام دسته از این هفت دستگاه قرار می گیرند ؟

- بنابر تقسیم بندی جناب استاد آذرپیک نخستین دستگاه موسیقیایی ( وزن عروضی سالم ) – تمام بحرهای عروضی که بر اساس قوانین مشخص موسیقیایی پیشنهاد شده اند – از رودکی تا امروز را در بر می گیرد .

- اگر قوانین مشخص موسیقی عروضی بخواهند مانع هنری تر شدن کلمات شوند می توان به آن ها متعهد نبود ؟

- بله . در این شرایط ما آن ضوابط عروضی را چه در حوزه ی کلاسیک و چه دیگر حوزه ها وحی منزل نمی دانیم .

- پس شما با هر نوع شکستن وزن عروضی موافق هستید ؟

- در وزن عروضی شکسته که دومین دستگاه موسیقیایی کلمه است اگر وزن هنرمندانه نشکند نه تنها باعث زیبایی کار نمی شود بلکه به شعریت شعر هم لطمه می زند .

- در آثار بزرگان ادبیات ایران وزن عروضی شکسته وجود داشته است ؟

- بله . در خوانش آثار مولانا گاهی با وزن شکسته مواجه می شویم .

- وزن خاص دیدگاه نیما در کدام یک از هفت دستگاه موسیقیایی کلمه جای می گیرد ؟

- نیما که با کوتاه و بلند کردن سطرها باعث تحول در موسیقی عروضی شده است ، از دیدگاه ما وزن خاص او – وزن جامد نیمایی – در سومین دستگاه موسیقیایی جای دارد . نیما با برداشتن قافیه از یک جایگاه تکراری مشخص ، کار خود را آغاز اما وزن را حفظ کرد .

- یعنی شاعر نیمایی در به کار بردن یا نبردن قافیه آزاد است ؟

- بله و هر جا که احساس کرد لازم است باید قافیه را بیاورد اما باید وزن را رعایت کند و به گفته ی رضا براهنی « اصرار نیما در سراسر مقاله هایش بر این است که او شعر فارسی را به مجرای طبیعی آن انداخته ، به آن حالت وصفی و روایی داده ، و چنین چیزی در کنار تغییراتی که او درباره ی وزن پیشنهاد کرده است اساس کار او را تشکیل می داد . در واقع نیما ترکیب این دو را ، یعنی طرز کار و وزن کار را « دکلاماسیون طبیعی » نام می گذارد . »

- وزن مرکب در آثار کدام یک از شاعران ما نمود بیشتری داشته است ؟

- این نوع وزن را به طور جدی در آثار فروغ فرخزاد می بینیم که البته خود فروغ به این نوع وزن شعر آزاد می گفت . وزن مرکب که چهارمین دستگاه موسیقیایی کلمه است حاصل ترکیب چند بحر عروضی مختلف با هم است .

- وزن پیوندی همان وزن مرکب است ؟

- نه کاملاً . وزن پیوندی که پنجمین دستگاه موسیقیایی کلمه است حاصل ترکیب چند بحر عروضی با سطور بی وزن است به گونه ای که آن سطرهای بی وزن نیز در ریختمان اثر حالتی موسیقیایی به خود می گیرند یعنی در بحرهای عروضی حل می شوند مثل آثار علی باباچاهی و عمران صلاحی .

- بیشتر کسانی که در آغاز شعر گفتن هستند از آن جا که با قواعد و وزن عروضی ناآشنایند برای رهایی از وزن عروضی به شعر سپید روی می آورند و شعر خود را سپید ( بی وزن ) می خوانند شما با این نگرش موافق هستید ؟

- نه . زیرا شعر سپید را که ششمین دستگاه موسیقیایی کلمه است نمی توان شعر بی وزن نامید . شاملو موسیقی بیرونی ( عروضی ) را در شعرهایش کاهش داد و در مقابل موسیقی درونی کلمات را افزایش داد و به صورت کاهشی – افزایشی یک نوع موازنه ی موسیقیایی زیبا در کارهایش ارائه داد .

- در آثار کهن ادبیات نمونه ای از موسیقی درونی بوده است ؟

بله . موسیقی درونی در گذشته در نثر هم به کار رفته است .

-     موسیقی ریتمی صرفاً همان موسیقی سازهاست ؟

نه . موسیقی ریتمی که جزء هفتمین دستگاه موسیقیایی کلمه است هر نوع موسیقی ریتم آور را در بر می گیرد و به قول نیما یوشیج « در طبیعت ، هیچ چیز بی ریتم نیست . حتا به هم خوردگی هم ریتمی دارد و می رود که ریتم دیگر بگیرد ، پس هر ریتمی ، ریتمی ایجاد می کند .»

- شعرکانکریت همان شعر – نقّاشی است ؟

- بله تقریباً . این نوع شعر همان قدر که به ادبیات تعهد دارد به گرافیک هم متعهد است . اصطلاح شعر کانکریت یا شعر تجسمی در اوایل دهه ی پنجاه میلادی هم زمان توسط اوجین گومرینگر در سوئیس و اویویند فاهلستروم در سوئد به وجود آمد . شعر کانکریت مجموعه ای از کلمات ، حروف یا سمبول هایی است که معنی آن هم به وسیله ی آن چه می گوید و هم به وسیله شکل ظاهری شان بیان می شود .

- آن ها از تأکید بر نوع چینش کلمات هدف خاصی داشتند ؟

- بله . شاعران این سبک معتقدند که به جای آن که کلمات را وسیله ای برای حمل معنا بدانیم باید اصالت را به خود آن ها بدهیم و تنها شکل و صورت  کلمات را مد نظر قرار دهیم و آنان را از قید همیشگی رساندن معنایی نادیدنی رها کرده و با این کار برای فرم شکل خاصی به وجود آوریم .

- در موسیقی هندسی مثل کارهای کانکریت ما با نوع چینش کلمات روبرو هستیم این دلیل بر تشابه این دو ژانر موسیقیایی با هم است ؟

- بله . زیرا هر دو در مؤلفه ی هندسی قرار دارند . موسیقی هندســی را می توان در این «شعر- واژه»ی   ( واژانه ی ) استاد آذرپیک مشاهده کرد :

                                                      آفتاب

آفتاب

برکه

دوقو


 

 

آفتاب

آفتاب

برهوت

دوفسیل

در اینجا هم نوع چینش کلمات شعریت اثر را بیان می کند . البته نا گفته نماند که موسیقی ریتمی  ، هندسی ، هجایی و حسی همه با هم در یک گروه و در آخرین و هفتمین دستگاه موسیقیایی پیشنهادی استاد آذرپیک قرار دارند .

-       نمونه ای از موسیقی هجایی را در کجا می توان دید ؟

-        در این بیت رهی معیری :

یا لب رسانم من بر لب او                                  یا جان رسانی تو بر لب من

البتّه موسیقی هجایی همان طور که از عنوان آن پیداست به صورت هجایی و بخش کردن است . گات های زرتشت هم نمونه هایی از موسیقی هجایی هستند .

-       در موسیقی حسی هم مثل موسیقی هندسی نوع چینش کلمات باعث موسیقیایی شدن اثر می شود ؟

-        نه . ببینید در این جا بیشتر هم جنسی واژگان و کنار هم قرار گرفتن این هم جنسی باعث موسیقیایی شدن اثر می شود .

-       می توان گفت که در موسیقی حسی ، موسیقی درونی وجود دارد ؟

-        نه . ما در موسیقی حسی دیگر موسیقی درونی نداریم . نوع کنار هم قرار گرفتن و نوع هم جنسی واژگان باعث به وجود آمدن موسیقی می شود که به راحتی می توانیم آن را حس کنیم . البته سید علی صالحی در شعر گفتار موفق عمل کرده است و این موسیقی را زیبا به اجرا گذاشته است . اما جدا از شعریت و فقط در جهت موسیقی صرف ، در کوچه و بازار هم می توانیم نمونه های زیادی از موسیقی حسی را در نوشته های تبلیغاتی ببینیم مثلاً کت و شلوار در اقساط طویل المدت ( فعلاتن ، فعلاتن ، فعلاتن ، فعلات ) حالا این جا چه کسی  قصد شعر گفتن داشته است بماند !